بوی خـــــــدا می‌دهد پاییز

بوی فردای خوب می‌دهد پاییز. بوی روز خوبی که همیشه انتظارش را می‌کشیم. همان روز خوبی که قرار است فردا از راه برسد و معجزه‌ای هرچند کوچک، اما تازه را به دل‌هایمان ببخشد. دریچه‌ای از نور که حالمان را خوب می‌کند.

بوی یار از سفر برگشته می‌دهد پاییز. یک عطر دلتنگ کننده که دوست داریم در هوایش نفس بکشیم و صد بار و هزار بار بگوییم: چه‌قدر خوب شد که آمدی!

رسیدن به پاییز یک نوع انتظار کشیدن است. انتظار غم کشیدن. مثل عزیزی که منتظریم از سفر برگردد. با این که می‌دانیم بعد از رسیدنش حرف‌ها و دلتنگی‌هایمان سرریز می‌شوند و از نبودن‌ها می‌گویند و غم‌ها را بیدار می‌کنند، اما باز هم انتظار این آمدن را می‌کشیم.

و منتظر بودن برای شنیدن پاییز،درست همین حال را دارد. مثل بادبادک ساختن. با شوق، حلقه‌های رنگی‌اش را به هم وصل می‌کنیم و آن را به آسمان می‌سپاریم، اما بعد از اوج گرفتنش، درست همان لحظه که می‌رود تا یک نقطه‌ی کوچک شود غمی نازک از حوالی روحمان عبور می‌کند و ته دلمان ته‌نشین می‌شود.

پاییز با خودش غم دارد. بوی غم می‌آورد،و این غم، همان غم روزهای نبودنش است. از دیدنش به شوق می‌افتیم، اما هرلحظه غمی کوچک ته دلمان را می‌لرزاند.

بوی رسیدن می‌هد پاییز. تمام رسیدن‌ها این عطر عجیب را دارند. وقتی بویش به صورتت می‌خورد انگار در سینه‌ات هزار پرستو با هم بال می‌زنند. روی پایت بند نمی‌شوی. باید از خانه بیرون بزنی تا پرستوهایت فرصت پرگرفتن داشته باشند. باید کوچه پس کوچه‌ها را به شوق‌اش بدوی تا پرستوهایت آرام بگیرند.

بوی سیب می‌دهد پاییز. و سیب یعنی بهشت. نه برای اتفاقی که از آن رانده شدیم، بلکه برای خاطر مقصدی که روزی به آن می‌رسیم. سیب تعبیری ساده و صمیمی از بهشت است. و وقتی پاییز ب.ی سیب می‌دهد، یعنی بوی بهشت می دهد. بوی انتظاری که به‌سر می‌آید و اتفاقی چشم‌هایمان را به هم می‌خنداند.

بوی خدا می‌دهد پاییز. برگ‌های نارنجی و خیابان‌های خیسش، تاب‌های خالی پارک‌هایش،چمن‌های به خواب رفته‌اش، چای دم کشیده‌ی غروب‌های آبانش، صدای قیژقیژ صندلی ننویی‌اش،همه، نقاشی‌های خدا هستند. انگار پای تمام روزهای پاییزی‌مان را امضا کرده و نوشته: همان که هرلحظه با توست...

همین است که پاییز سراسر بوی خدا می‌دهد.

 

"یاسمن رضائیان"

/ 7 نظر / 39 بازدید
tarane

گاهی اوقات بر سر راه ِ آدمیزاد آدم هایى قرار می گیرند که فراتر از یک دوست معمولی هستند، كه می شود با آنها به هر چیز احمقانه ای بخندی... دوست هایی هستند در زندگی که بی دغدغه، می شود بدون نقاب بر صورت با آنها معاشرت کرد، میشود یادت برود که میزبانی یا میهمان جایی که هستی خانه ی اوست یا خانه ی خودت، حتی می شود ناگفته های دلت، آنهایی که جرات گفتنش به خودت هم نداری بهشان بگویی و مطمئن باشی می شنوند و نشنیده می گیرند

سحر

خیلی زیبا بود عزیزم

سحر

خیلی زیبا بود عزیزم

Fateme

سلام عزیزم خسته نباشی وب باحالی داری حال کردم باهاش عزیز ممنون میشم به هم دیار یا همون فیسبوک بدون فیلتر هم سری بزنی و عضو شی بیا اونجا تا بتونیم با هم چت کنیم فهلا عزیزم بای

یاور

سلام خوبید؟ من که خوبم امیدوارم شما هم خوب باشید. وبلاگ خیلی خوبی دارید. راستش من هم یه وبلاگ دارم. اگر دوست داشتید وبلاگ من رو با عنوان بهبهان لینک کنید و به من هم خبر بدید تا وبلاگتون رو با عنوان دلخواه خودتون لینک کنم. یا علی مدد

سمیه

پاییز حس کردن زیبایی هاست پاییز یعنی عاشقی پاییز یعنی دیدن ها پاییز یعنی من تو

setare

ینییییییی عالییییییییی